تبلیغات
سرزمین زوتوپیا - نشونه های عشقـــ♥ـــ!(قسمت آخر)

نشونه های عشقـــ♥ـــ!(قسمت آخر)

چهارشنبه 20 مرداد 1395 02:04 ق.ظ

نویسنده : ★sara★
پناه بر خالق هویج @_@
ای وای ببخشید :|
منظورم سلام بود :/
سلام :/
انقدر که در حین فرار کردن جمله بالا رو گفتم همش همونو تکرار میکنم -_-
خب این قسمت آخره :)
بازدید رو هم که نگاه کردم به 0 رسیده بود -.-
تبلیغ هم باید بکنم -_-
بگذریم
خب نشونه اول این قسمت:

خرگوش ناقلا،روباه خنگ!
وقتی نیک جمله دوم به گوشش میخوره با یه لبخند ملیح و لحنی انگار از زمان تولد حق با اون بوده میگه:
(جون من قیافه نیک رو نیگا :/ پوزخند جودی رو نیگا :/ )



2:
استرس قبل از گرفتن جواب...



و در آخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــر....

بالاخره بله رو گرفت!

(نگاه کنین چجوری به هم نگاه میکنن!)



حالا بقیه مدارک به درک :| همین جمله ی نیک باعث ساخت چرتی مثل این عکس پایینی میشه.



مبارکه :/
اما میتونیم به قضیه یه جور دیگه هم نگاه کنیم.
اگه منظور نیک از گفتن اون جمله این بوده که " خودت میدونی من خنگ نیستم خیلیم باحالم " بوده باشه همه 5 قسمت قبل و این قسمت و عکس بالا شخصا چرت بوده :|
و این یعنی:
ضـــ×ـــد حـــ×ـــالـــ×ـــ !
البته امکان نداره تو کارتون های دیزنی کسی عاشق کسی نشه!
اما به نظر من منطقی تره که باهم باشن.
ای وای باز شما دوتا اومدین؟@_@
:حالا که لومون دادی مهم نیست
:واستا ببینم،اون عکسه چیه؟
من:هیچی @_@
:داری شایعه پخش میکنی؟ :|
من:نه @_@ داشتم میگفتم اون عکسه چرته @_@
:آورین
راستی واستین یه چی بگم...
من به زور خواهرمو مجبور کردم که زوتوپیا رو ببینه.
وقتی دید خیییییییلی خوشش اومد و منم با اینکه میدونستم خوشش اومده به زور میخواستم ازش بپرسم نظرش چی بودهخلم نمیخواد بگی -_-
من:خب حالا نظرت چی بود؟

خواهرم:هیچی،فقط دلم میخواد با اون روباهه ازدواج کنم!
:خاک به گور هفت جدَّم!
من:  بذار بگم :|
خواهرم شماره 2:خواهرم قابلیت اینو داره که عاشق هر چیزی بشه ^_^
من(تو دلم):
پس من چی؟
بعدشم بلند خندیدم!
:الو...تاکسی؟میتونین منو میبرین افق؟
من:بذار بگم :|
من:
دیدی گفتم اون بهترین روباه زندگیت میشه؟(جدی جدی قبلا گفته بودم)
خواهر شماره 2:ولی چیزی نداره که میگی تو سینما سانسور میشه!
من:
اون کنسرت آخرش رو حذف کردن و اونجایی که خواننده مشهورشون میگه به زوتوپیا خوش اومدین رو تو حلق خواننده هه زوم کردن :| تازه اونجایی هم که اعتراف میکنن عاشق هم شدن رو هم حرفاشونو عوض کردن -.-
خواهر:
به نظر من یه بوس گنده کم داشت بعد تو میگی اونجا رو حذف کردن؟ :/
خواهر 2:
کی میخواسته کی رو بوس کنه؟ :||||||||||||||||||||||||||||||
خواهر:
خرگوشه روباهه رو

:فکر کنم ماموریت پیش اومده،من رفتم بای.
:
من:بابا دو دقیقه ساکت شین :|
خواهر 2:
اون وقت میگن خارجیا فیلماشونو جنسی میسازن فلان و چیکار و .... :/
صبح روز بعد...
من:هی،از آخر نگفتی نظرت درباره فیلم چیه؟
خواهر:اون روباه...
بعدشم چون میخواست آهنگ گوش کنه در رو بست!
نیک؟نیک؟آ...فکر کنم رفته افق :|
منم برم -_-
بای -_-




دیدگاهها : خودم که از خنده ترکیدم تورو نمیدونم :|
آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 مرداد 1395 02:38 ق.ظ